پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست

هرچه خواهد می‌کند عارف کسی را بنده نیست

درد بی‌دردی عجب دردی است ضعف طرفه‌ای است

صاحب این درد گویا در حساب زنده نیست

طفل چون آید به عالم گریه‌اش دانی چراست

وسعت این دور می‌بیند که جای خنده نیست

از پی هر صید لاغر عمر خود ضایع مکن

ز این کمان چون تیر بیرون جست باز آینده نیست

بس که مردم را خیال ماسوا دل برده است

هیچ کس از فعل زشت خویشتن شرمنده نیست

آسمان غربال پر آبی است اما قطره‌ای

تا نخواهد صاحب غربال، زان ریزنده نیست

سر فروکش در مرقع، سیر را پوشیده کن

چیست در عالم، سعیدا کان درون جنده نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست
  3. شمارهٔ ۱۷۰بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۱لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۲به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۳مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۴خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۵به آن خدا که جهان را جز او خدایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.