پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

نیست روزی که این منادی نیست

نیست غم در دلی که شادی نیست

آدمی را ز حالت بشری

صفتی به ز نامرادی نیست

راز دل را به اشک می گفتم

لیک طفل است اعتمادی نیست

از پی هیچ کس به جا نرسی

مر تو را گر خدای، هادی نیست

جز بیابان اشتیاق، [سعید]

ره به کویش ز هیچ وادی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
  2. شمارهٔ ۱۷۲به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست
  3. شمارهٔ ۱۷۳مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۴خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۵به آن خدا که جهان را جز او خدایی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۶از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت
  7. شمارهٔ ۱۷۷می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت
  8. شمارهٔ ۱۷۸رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.