پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت

در زمان ما بساط خویش برچیدن نداشت

دوش بر شوخی نگاه حیرتم افتاده است

کز نزاکت جسم او را همچو جان دیدن نداشت

در چمن جز ریختن خون صراحی را به جام

دست بی زنهار او پروای گل چیدن نداشت

آفتاب از ابر گرمی بیشتر بخشد به خلق

روی خود را در نقاب زلف پیچیدن نداشت

کرده بودی در الف بی مشق بیدادی تمام

خط برآوردی و باز این مشق ورزیدن نداشت

حال ما را در ترازوی ریاضت این قدر

ای سرت گردم، بده انصاف، سنجیدن نداشت

کرده بودی خود قبول آن که من بی حاصلم

باز از بی طاقتی چون بید لرزیدن نداشت

در محیط بیخودی نارفته گامی هم ز خویش

گرد وای خویش چون گرداب، گردیدن نداشت

دیده و دانسته از حق چشم پوشیدن خطاست

آشنا را حال از بیگانه پرسیدن نداشت

روز محشر هر سر مو شاهد کردار ماست

روسیه را این قدر بر نامه پیچیدن نداشت

آسمان گو بر مراد ما سعیدا گر نگشت

از چنین بی دست و پایی جای رنجیدن نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت
  2. شمارهٔ ۱۷۹دیده ای کان صبح را در خواب یافت
  3. شمارهٔ ۱۸۰کلیم الله زد فریاد چون بر طور سینا رفت
  4. شمارهٔ ۱۸۱گر ز عالم داد یا بیداد یا بر باد رفت
  5. شمارهٔ ۱۸۲ما را نمود روی وز ما رونما گرفت
  6. شمارهٔ ۱۸۳در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۴دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۵شوخ ما رسم قیل و قال گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.