پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت

آن قدر سودم به صندل سر، که درد سر گرفت

سرنوشتم بود دیدم کفر غالب شد به دین

حسن خط، حسن جمال یار را دربر گرفت

کثرت عاشق به بالا برد کار حسن را

شمع ما از جوشش پروانه بال و پر گرفت

لب گزیدن های او امروز بیجا نیست دوش

بوسه ها از لعل میگونش لب ساغر گرفت

ما در آن فکریم تا [راهی] به خود پیدا کنیم

نامسلمان برد دین و کفر را کافر گرفت

یاد گیر از شمع ای پروانه رسم سوختن

تن به آتش داد و آخر شعله را دربر گرفت

هر کجا سیمین تنی بینی به سیمش کش کنار

کیست شیرین یوسفی را می توان با زر گرفت

گرچه در آتش کرد تیزها ولیکن نرم نرم

بر سر این تندمشرب جای، خاکستر گرفت

سینه عریان کرد جان بر کف نهاد و داد سر

تا سعیدا داد دل از نیش آن خنگر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶دل بسکه چشم شوخ تو را نام می‌گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
  4. شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر می‌بینمت
  5. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  6. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
  7. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
  8. شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.