پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت

بجان و دل کشیدن می توان از جان جان منت

میان ما و او راه سخن از دل به دل باشد

که نتواند گذارد با ادا فهمان زبان منت

قبول شیب و بالا کی کند طبع بلند ما؟

ز پستی همت عیسی کشید از آسمان منت

هما را آشیان می بود اگر در طور همت جا

به سنگ سرمه ای کی می کشید از استخوان منت

از آن یک دم که بر گردون قدم در رفت و آمد زد

کشد از پای او تا روز محشر آسمان منت

به زردی روی تا بنهاد خورشید جمال گل

به جای توتیا نرگس کشد از زعفران منت

به سخت و نرم گردون چون کنم سرخم که از عالم

برون می آید و کی می کشد تیر از کمان منت

نظر از پشت پای خویش هرگز برنمی دارد

ز بس آن چشم شهلا می کشد زان ابروان منت

متاع نازنینان نیست غیر از ناز در عالم

که یوسف کرد بار خویشتن بر کاروان منت

به امیدی که از یک کس گشاید این گره شاید

سعیدا می‌کشد تا حشر از پیر و جوان منت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
  2. شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث
  3. شمارهٔ ۱۹۴به بستن کمرش نیست آن میان باعث
  4. شمارهٔ ۱۹۵خوشم به این مرض و انحراف طبع و مزاج
  5. شمارهٔ ۱۹۶رفتم حباب وار ز خود در هوای موج
  6. شمارهٔ ۱۹۷تا کرد آن پریرخ و نامهربان خروج
  7. شمارهٔ ۱۹۸دور است و همین باغ و بهاری و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۱۹۹از دم تیغ قضا شیر مکیده است صبح
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.