پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

دور است و همین باغ و بهاری و دگر هیچ

ماییم و کف دست نگاری و دگر هیچ

زهاد ندارند جز این نقد و قماشی

صد دانهٔ تسبیح شماری و دگر هیچ

ز اسباب جهان دوست نداریم جز این سه

جام می و یاری و کناری و دگر هیچ

همچون جرس ای کعبهٔ مقصود در این راه

داریم همین ناله و زاری و دگر هیچ

می گفت به گل بلبل مسکین که در این باغ

ماییم و همین زحمت خاری و دگر هیچ

معذور که چون روی نمایی به خلایق

ماییم و همین جان نثاری و دگر هیچ

غیر از تن افسرده نداریم پناهی

ماییم و همین کهنه حصاری و دگر هیچ

بر عمر مکن تکیه بزن نقش بر آبی

دور است و شش و پنج قماری و دگر هیچ

زان عمر گرانمایه به اینیم تسلی

گاهی نظر از راهگذاری و دگر هیچ

ز این راه رسیدند به مردی همه لیکن

ماییم و همین گرد و غباری و دگر هیچ

صد شکر که داریم چو سیماب سعیدا

در چاه غمش صبر و قراری و دگر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰دیدهٔ غفلت گشا دریاب فیض نور صبح
  2. شمارهٔ ۲۰۱زینهار چون حباب مپرس از نشان صبح
  3. شمارهٔ ۲۰۲هرگز ندیده ام گرهی بر جبین صبح
  4. شمارهٔ ۲۰۳شکست رونق آیینه را صفای قدح
  5. شمارهٔ ۲۰۴چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
  6. شمارهٔ ۲۰۵به گوش عرش ز حق می رسد به لفظ فصیح
  7. شمارهٔ ۲۰۶مکن به روی دلارام من نظر گستاخ
  8. شمارهٔ ۲۰۷بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.