پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

زینهار چون حباب مپرس از نشان صبح

بر هم زده است موج هوا خاندان صبح

شادی مکن که بخت سیاهم سفید شد

پوشیده شد ز خندهٔ بیجا دهان صبح

از جیب خویش می کشد این قرص گرم را

هر کس که می شود نفسی میهمان صبح

بی امر روز قسمت روزی نمی کنند

دیوانیان مطبخ الوان [خوان] صبح

چون شب مزن به بی ادبی دم، که آفتاب

از آتش، آب داده به تیغ زبان صبح

از جبهه حال اهل سعادت توان شناخت

پوشیده کی شود ز تو راز نهان صبح

گفتا ردیف [و] قافیهٔ این غزل به فکر

تا حال کس نکرده چنین امتحان صبح

بی آه سرد دل نتواند کشیدنش

خمیازهٔ شب است سعیدا کمان صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳شکست رونق آیینه را صفای قدح
  2. شمارهٔ ۲۰۴چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
  3. شمارهٔ ۲۰۵به گوش عرش ز حق می رسد به لفظ فصیح
  4. شمارهٔ ۲۰۶مکن به روی دلارام من نظر گستاخ
  5. شمارهٔ ۲۰۷بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
  6. شمارهٔ ۲۰۸تنی بغیر عمل شد برای جان، دوزخ
  7. شمارهٔ ۲۰۹ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
  8. شمارهٔ ۲۱۰مرا ز حلقهٔ آن دربه‌در پسند مباد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.