پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ

بهتر بود ز آب حیاتم شراب تلخ

زاهد [جبین] سرکه فشان تو روبروست

انصاف نیست باز بگویی جواب تلخ

دلبرتر است لذت غفلت ز آگهی

شیرین تر است از همه بر نفس، خواب تلخ

بستی ز خشم باز میان را به قتل من

شیرین نمود از کمرت پیچ و تاب تلخ

یک کس نماند عاقل و می آب شد ز شرم

چشمت چو کرد بر سر مردم، عتاب تلخ

دانند چیست لذت عیش مدامشان

فردا چو سر نهند به پای حساب تلخ

دلگیر گشته ایم سعیدا دگر ز دل

آشفته کرده رایحهٔ این کباب تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱هر آن که روی تو را رنگ ارغوانی داد
  2. شمارهٔ ۲۱۲شیخ گر از سنت و فرضانه می‌یابد مراد
  3. شمارهٔ ۲۱۳به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد
  4. شمارهٔ ۲۱۴سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد
  5. شمارهٔ ۲۱۵چون من بلندنظر گاه گاه می افتد
  6. شمارهٔ ۲۱۶هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
  7. شمارهٔ ۲۱۷نگریم بعد از این ترسم که دل خون جگر گردد
  8. شمارهٔ ۲۱۸عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.