پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

هر که را راه سخن وا شده موسی گردد

هر که پاس دم خود داشت مسیحا گردد

هر که او پاک درون تر گرهش مشکل تر

که گهر وانشود بحر اگر واگردد

اطلس کار جهان را نه چنان بافته اند

که سررشته به تدبیر تو پیدا گردد

گر دلت یک سر مویی خبر از حق یابد

هر سر موی، تو را دیدهٔ بینا گردد

سخن عشق مگویید به هر بی دردی

راز ما را مگذارید که افشا گردد

هر که دل بست نه آیین محبت داند

هر سعیدی که نتواند که سعیدا گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
  2. شمارهٔ ۲۱۹خوشا دلی که چو آیینه جلوگاه تو گردد
  3. شمارهٔ ۲۲۰زمین از اشک سرگردان من گرداب می‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۲۱ز بس بر سر خیال آن گل رخسار می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۲۲چو از نور تجلی ساغری سرشار می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۲۳چه شور است این که بر گرد سر مخمور می‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۲۴ز راه عشقبازی این دل شیدا نمی‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۲۵در نظربازی من یار نهان می گردد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.