پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

در نظربازی من یار نهان می گردد

از میان چون بروم یار عیان می گردد

نشئهٔ می به جوانان صفت پیر دهد

طرفه سری است کز این پیر جوان می گردد

پشت من از اثر فکر محبت شد خم

تیر از بار غم عشق کمان می گردد

بوسه ها داد لبش وعده و با من نرسید

چه کنم دور زمان است از آن می گردد

در بیابان طلب بسکه نظر گرم رو است

سرمه در دیدهٔ من ریگ روان می گردد

نگران چند روی از پی گردیدن دل

ز آن خبر گیر که گرد سر آن می گردد

عالم غیب سعیدا سفری آسان نیست

که در این راه نظر بار گران می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
  2. شمارهٔ ۲۲۸زبان بستهٔ ما صوت بی صدا دارد
  3. شمارهٔ ۲۲۹به هر وادی که آبادی است آن وادی جفا دارد
  4. شمارهٔ ۲۳۰ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
  5. شمارهٔ ۲۳۱کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
  6. شمارهٔ ۲۳۲در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
  7. شمارهٔ ۲۳۳کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
  8. شمارهٔ ۲۳۴عاشق از خود چو رود عزت دیگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.