پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد

به چشم من ز روی آفتابش نور می بارد

ندارم در نظر گر بحر شور غم چرا دایم

ز چشم گوهرافشان من آب شور می بارد؟

نم تردامنی سرسبز خواهد کرد خاکم را

چه شد گر ابر رحمت بر سر مغفور می بارد

ز مستی تاک می پیچد به خود سر می کشد هر سو

که کیفیت مدام از دانهٔ انگور می بارد

اگرچه سنگ و چوب از هر طرف بر دار می آید

ولی از عشق، نصرت بر سر منصور می بارد

سعیدا روی خشکی تا ابد زخمم نمی بیند

که از هر چشمهٔ داغم نم ناصور می بارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹به هر وادی که آبادی است آن وادی جفا دارد
  2. شمارهٔ ۲۳۰ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
  3. شمارهٔ ۲۳۱کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
  4. شمارهٔ ۲۳۲در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
  5. شمارهٔ ۲۳۳کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
  6. شمارهٔ ۲۳۴عاشق از خود چو رود عزت دیگر دارد
  7. شمارهٔ ۲۳۵من از تخمین خاطر گفتمش چون مو کمر دارد
  8. شمارهٔ ۲۳۶چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.