پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

من از تخمین خاطر گفتمش چون مو کمر دارد

خیال دل خطا باشد که تا مو در نظر دارد

کمانت گوش گردون را به زور چله می آرد

که را دستی که دل از نیش پیکان تو بردارد

چه خون ها ریخت مژگان بلندش از رگ جان ها

هنوز از دل سیاهی خون مردم در نظر دارد

ربایند از سر هم تاجداران تاج اما کو

جوانمردی که یک افتاده ای از خاک بردارد؟

سعیدا هر چه غیر از حق بپوشان چشم و دل ورنی

هر آن نفعی که داری در نظر آخر ضرر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
  2. شمارهٔ ۲۳۸مگر خبر ز دل خسته آن نگار ندارد
  3. شمارهٔ ۲۳۹طفل است یار و چشمش با ما نظر ندارد
  4. شمارهٔ ۲۴۰عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد
  5. شمارهٔ ۲۴۱گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من دارد
  6. شمارهٔ ۲۴۲چه غم آن مهر پیکر از چنان و از چنین دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۳مردی که در این ره، دل آگاه ندارد
  8. شمارهٔ ۲۴۴سفر هوشوران زود تمامی دارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.