پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من دارد

نی من از او خبر و او خبر از من دارد

جدول مظهر سرچشمهٔ هستی شده ام

گرچه بحر است ولیکن گذر از من دارد

هیچ بر مزرع اوقات نمی پردازم

داد و فریاد از آن بحر و بر از من دارد

خون خود وقف به مژگان سیاهی کردم

گله دیگر ز چه رو نیشتر از من دارد؟

نفس سوخته ام تحفهٔ باد سحر است

نافه خون در دل و چین مشک تر از من دارد

رسم و آیین بد و نیک ز من پیدا شد

روزگار این همه عیب و هنر از من دارد

شب نکردم خبر از آمدن یار به کس

آفتاب این گله را در به در از من دارد

دم سردم اثر از کاهربا می گیرد

نفس گرم مسیحا خطر از من دارد

چرخ یک حلقه به گوشی ز اسیران من است

گرچه در قید، خود او بیشتر از من دارد

برد پی بر سر خم محتسب از مستی من

شیشهٔ می دل پر چشم تر از من دارد

بسکه بر درگه او جبههٔ خود مالیدم

سر آن کوی دگر درد سر از من دارد

گفتگوی غم او من به میان آوردم

کوه، این بار گران در کمر از من دارد

پای بر ماه، قدم بر سر خورشید نهد

هر که یک ذره سعیدا خبر از من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳مردی که در این ره، دل آگاه ندارد
  2. شمارهٔ ۲۴۴سفر هوشوران زود تمامی دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۵هر که دارد صنمی جور و جفایی دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۶سرمه کی طاقت آن چشم پر از ناز آرد
  5. شمارهٔ ۲۴۷جهان تو را به سر انکسار می آرد
  6. شمارهٔ ۲۴۸صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
  7. شمارهٔ ۲۴۹چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
  8. شمارهٔ ۲۵۰ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.