پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

سرمه کی طاقت آن چشم پر از ناز آرد

تا دل خستهٔ صاحب نظری نازارد

به دلم تخم وفا پاش ببین دهقان را

هرچه انداخته در خاک همان بردارد

آه من حلقه به گوش تو مگر اندازد

که به امید همان دیده گهر می بارد

هر که بی عشق قدم در ره حق بگذارد

می رود بر غلط این راه سری می خارد

خبر از حاصل عشقت نبود دل را لیک

چند روزی است که تخم هوسی می کارد

همچو آن بندهٔ خر کار به دنبال خود است

هر که نارفته ز خود راه خدا بسپارد

عمرها رفت و سعیدا و نشد از پی دل

دلبرش رام که او را به وفا بازآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
  2. شمارهٔ ۲۴۹چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
  3. شمارهٔ ۲۵۰ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
  4. شمارهٔ ۲۵۱در خاطری که آن بت عیار بگذرد
  5. شمارهٔ ۲۵۲آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
  6. شمارهٔ ۲۵۳از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
  7. شمارهٔ ۲۵۴رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
  8. شمارهٔ ۲۵۵نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.