پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

آشکار ز نظر یار نهان می گذرد

حیف از این عمر که چون آب روان می گذرد

کس چسان وصف کند قامت دلجوی تو را

سرو قد تو که از مد بیان می گذرد

رفعت قد تو را هر که تماشا کرده است

همچو منصور ز دار دو جهان می گذرد

نه ز غم باش ملول و نه ز شادی دلخوش

که چنین است جهان گاه چنان می گذرد

دم مزن ای می گلگون ز لطافت زنهار

که در این جا سخن از لعل بتان می گذرد

پیشتر زان که از این خانه برون سازندش

ای خوش آن کاو ز جهان گذران می گذرد

چشم حیرت زده را محو تماشا می دار

که چو بر هم زده ای دیده، جهان می گذرد

در نهاد فلک سفله ندانیم که چیست

باز بر ما غم ایام گران می گذرد

پیچ و تابی است سعیدا کمر دل را باز

دست فکر که بر آن موی میان می گذرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۵نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  3. شمارهٔ ۲۵۶نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  4. شمارهٔ ۲۵۷در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
  5. شمارهٔ ۲۵۸داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
  6. شمارهٔ ۲۵۹کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۲۶۰خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۲۶۱دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.