پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد

بعد از این مانند گل جا در چمن خواهیم کرد

قوتی گر مانده باشد بعد از این در پای فکر

چشم را پوشیده سیر انجمن خواهیم کرد

گفتگو با خلق تشویش دل آزرده است

خامشی را قفل وسواس سخن خواهیم کرد

جسم خاکی را زراعتگاه حسرت می کنیم

گریه را آب روان آن چمن خواهیم کرد

مهرهٔ مهر سلیمانی به دست آورده ایم

خاک بر فرق سر دیو محن خواهیم کرد

چون زلیخا صاحب مقصد سعیدا نیستم

دیده را بینا به بوی پیرهن خواهیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۲۶۱دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
  3. شمارهٔ ۲۶۲موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
  4. شمارهٔ ۲۶۳نی همین در نی از آن لب ناله حسرت می‌خورد
  5. شمارهٔ ۲۶۴آنچه قسمت کرده هرکس روزی خود می‌خورد
  6. شمارهٔ ۲۶۵چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می‌خورد
  7. شمارهٔ ۲۶۶فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
  8. شمارهٔ ۲۶۷رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.