پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

نی همین در نی از آن لب ناله حسرت می‌خورد

شکرستان‌ها از آن تبخاله حسرت می‌خورد

طرفه تسخیر است در پیری و ایام شباب

آرزو دارد جوان صدساله حسرت می‌خورد

جام زر بی می اگر خوش بود پس نرگس چرا

سرنگونش کرده و از لاله حسرت می‌خورد؟

بس که چشمش بر قفا افتادگان دارد نگاه

خال پشت چشم بر دنباله حسرت می‌خورد

همچو عنبر گرچه سودایم سعیدا خاک شد

برده‌ام بویی کز آن دلّاله حسرت می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می‌خورد
  2. شمارهٔ ۲۶۶فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
  3. شمارهٔ ۲۶۷رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
  4. شمارهٔ ۲۶۸همت چو دست گیرد رطل گران توان زد
  5. شمارهٔ ۲۶۹صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
  6. شمارهٔ ۲۷۰اگر تو را هوس آیینه دار برخیزد
  7. شمارهٔ ۲۷۱مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزد
  8. شمارهٔ ۲۷۲مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.