پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می‌خورد

صد گره بالای هم از ناز کاکل می‌خورد

می‌کند از عاشقان، معشوق جذب رنگ را

دایماً در این چمن گل خون بلبل می‌خورد

وحشی دل تازه دارد کام از زلف بتان

آهوی این دشت دایم برگ سنبل می‌خورد

گرچه مدحم پیش قدر مرتضی برگ که است

نیست ضایع خاطرم جمع است دلدل می‌خورد

می‌برد چون خس سعیدا آخرش سیل فنا

با وجود می کسی غم زیر این پل می‌خورد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
  2. شمارهٔ ۲۶۸همت چو دست گیرد رطل گران توان زد
  3. شمارهٔ ۲۶۹صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
  4. شمارهٔ ۲۷۰اگر تو را هوس آیینه دار برخیزد
  5. شمارهٔ ۲۷۱مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزد
  6. شمارهٔ ۲۷۲مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
  7. شمارهٔ ۲۷۳تا چون نیم به لب، لب جانان نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۲۷۴خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.