پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد

دیوانه را مقام تسلی نمی رسد

تا کی به رود نیل زنی خرقه ای عزیز

کس با خدا به جامهٔ نیلی نمی رسد

چشمی ز غیر بسته چو موسی عصا کشی

باید وگرنه کس به تجلی نمی رسد

بر آب گر روی و در آتش وطن کنی

موسی نمی شوی [و] خلیلی نمی رسد

از دست روزگار سعیدا چه گل چه خار

آن رو کدام روست که سیلی نمی رسد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
  2. شمارهٔ ۲۷۵رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
  3. شمارهٔ ۲۷۶شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد
  4. شمارهٔ ۲۷۷به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
  5. شمارهٔ ۲۷۸مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
  6. شمارهٔ ۲۷۹مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
  7. شمارهٔ ۲۸۰اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
  8. شمارهٔ ۲۸۱هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.