پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد

چو مرده ای است که او زنده در کفن باشد

گل از طراوت آب و هواست خندان روی

شکفتگی نه به اندازهٔ چمن باشد

میان نفس [و] خرد گفتگوی ملک وجود

همان حدیث سلیمان [و] اهرمن باشد

دل مرا سخن عشق زنده ساخته است

نمیرد آن که دلش عاشق سخن باشد

چو آفتاب سیه قطعه ای است از شب تار

هر آن دلی که گرفتار جان و تن باشد

ز بسکه از دل و جان دوستم به خلق خدا

محب خویش سعیدا رقیب من باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳سیلی که در این راه گذر داشته باشد
  2. شمارهٔ ۲۸۴گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد
  3. شمارهٔ ۲۸۵کسی گرد کوی تو گردیده باشد
  4. شمارهٔ ۲۸۶به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
  5. شمارهٔ ۲۸۷دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
  6. شمارهٔ ۲۸۸نقاش طرح صورت آن را چسان کشد
  7. شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
  8. شمارهٔ ۲۹۰از خود گذشته منت دوران نمی کشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.