پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

سیلی که در این راه گذر داشته باشد

از خانهٔ دیوانه خبر داشته باشد

آزردگی هیچ دلی را نپسندد

رحمی به دل خویش اگر داشته باشد

درمان دلم هیچ مپرسید ز جانان

فکری به دل خویش مگر داشته باشد

دل در بر من نیست ز دلدار بپرسید

از گمشده شاید که خبر داشته باشد

شخصی به تو بیند که چو آیینهٔ فولاد

آهن جگر و سینه سپر داشته باشد

ای بهله مزن دست مبادا که میانی

آن بسته کمر زیر کمر داشته باشد

عیب فلک سفله مسازید که معلوم

یک بی سر و پایی چه هنر داشته باشد

کی می گذرد از سر قربان شدهٔ خود

تا در نفس خویش اثر داشته باشد

زنهار سعیدا که ز دشمن نهراسی

تا چشم کرم با تو نظر داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵کسی گرد کوی تو گردیده باشد
  2. شمارهٔ ۲۸۶به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
  3. شمارهٔ ۲۸۷دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
  4. شمارهٔ ۲۸۸نقاش طرح صورت آن را چسان کشد
  5. شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
  6. شمارهٔ ۲۹۰از خود گذشته منت دوران نمی کشد
  7. شمارهٔ ۲۹۱آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
  8. شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.