پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

از خود گذشته منت دوران نمی کشد

از پا فتاده تنگی دامان نمی کشد

آن کس که یافت لذت فکر تمام را

هرگز سری ز چاک گریبان نمی کشد

در فکر روزی تو فلک کرده پشت خم

این فیل مست بار تو آسمان نمی کشد

آن کاو متاع خویش به یغمای عشق داد

در چارسوی حادثه نقصان نمی کشد

غیر از خیال خنجر مژگان ناز او

کس خون به نیشتر ز رگ جان نمی کشد

هر مو جدا به خویش گرفتار می کند

این دل چها ز زلف پریشان نمی کشد

جوهرنمای ذاتی خود هر که می شود

انگاره اش مشقت سوهان نمی کشد

کی می کشد به گوشهٔ ما منت از قدم

شوخی که پا به گوشهٔ دامان نمی کشد

تا داده اند در چمن بیخودی رهم

دیگر دلم به سیر گلستان نمی کشد

روشندلان ز منت آیینه فارغند

بیمار عشق، ناز طبیبان نمی کشد

قانع به نیم نان گدایی کسی که شد

ذلت ز خوان و سفرهٔ دونان نمی کشد

کی می رسد به وصل سعیدا کسی به جهد

تا محنت و مشقت هجران نمی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
  2. شمارهٔ ۲۹۳دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد
  3. شمارهٔ ۲۹۴خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد
  4. شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
  5. شمارهٔ ۲۹۶باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
  6. شمارهٔ ۲۹۷ز هجرش جان به کار آمد نیامد
  7. شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
  8. شمارهٔ ۲۹۹خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.