پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد

که عاقل وجد می‌آرد از او دیوانه می‌رقصد

به جام باده هردم دل‌نوازی ساز ای ساقی

که تا مستش کنی دیوانه استادانه می‌رقصد

چنان مستانه مرغان چمن پرواز می‌آرند

که دام امروز در هر رهگذر با دانه می‌رقصد

به دور دیگران افلاک دوران دگر دارد

همین در دور ما دوران دون طفلانه می‌رقصد

فلک از چرخ کی افتد زمین از پای ننشیند

که در بزم جهان تا شیشه و پیمانه می‌رقصد

نمی‌دانم که آدم در نهاد خود چه سر دارد

که نُه گردون سعیدا بر سر این دانه می‌رقصد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
  2. شمارهٔ ۲۹۶باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
  3. شمارهٔ ۲۹۷ز هجرش جان به کار آمد نیامد
  4. شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
  5. شمارهٔ ۲۹۹خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
  6. شمارهٔ ۳۰۰دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
  7. شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند
  8. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.