پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد

رنگ بر روی گل و فاخته را جان آمد

راست گویم که ورا سرو خطا گفتم کج

نخل عمری است که در صورت انسان آمد

هر که از اصل خود آگاه بود دم نزند

که کمال همه از غایت نقصان آمد

بسکه خون جگر از مادر گیتی خورده است

طفل از آن است که با دیدهٔ گریان آمد

دوش بر خاک سعیدا قدم خویش نهاد

به نظر نور و به دل صبر و به تن جان آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
  2. شمارهٔ ۲۹۹خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
  3. شمارهٔ ۳۰۰دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
  4. شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند
  5. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
  6. شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
  7. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
  8. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.