پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند

حرف حق را در میان خلق، بالا کرده اند

اهل عقبی در تلاش جاه و حب آرزو

تهمت بیهوده بر ارباب دنیا کرده اند

قطرهٔ چندی که از چشم فلک افتاده است

بحر را نادیدگان نسبت به دریا کرده اند

مهوشان چون زنگیان آیینه ها اشکسته اند

در نظرها تا تو را آیینه سیما کرده اند

در گلستان جهان بر هر گلی اهل نظر

جز به عبرت ننگرد چشمی که بینا کرده اند

بر جبین خویش از چین صد گره بربسته اند

اهل دنیا گر ز کاری عقده ای واکرده اند

اهل همت را نوازش سخت رنجانیدنی است

دوستان بیهوده نی در ناخن ما کرده اند

سرو را در وجد آوردند و گل را در سماع

در چمن هر جا که ذکر جام و صهبا کرده اند

سالکانی را که در قید سلوک افتاده اند

سوزن عیسی است هر خاری که در پا کرده اند

رنج ها بردند استادان به تبدیل صفات

تا در این عالم وجودی را سعیدا کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
  2. شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
  3. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
  4. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
  5. شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
  6. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
  7. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
  8. شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.