پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند

صد موج بوسه بر لب خاموش می زند

گردم به گرد مست شرابی که بی دریغ

خود را به زور غمزه در آغوش می زند

بر هم نمی زند مژه، چشم تحیرم

گه در هوای دوش در آغوش می زند

مینا و جام و دختر رز رقص می کنند

بوس و کنار و خنده به هم جوش می زند

مینای باده آینه گر نیست پس چرا

دایم به قلب رند نمدپوش می زند؟

خامش نشد حکایت خامان روزگار

آری همیشه دیگ هوس جوش می زند

صهبا نصیب کوزهٔ سربسته می شود

معنی همیشه بر لب خاموش می زند

مژگان کلاه عقل سعیدا زند به تیر

ابروش تیغ بر کمر هوش می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
  2. شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند
  3. شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند
  4. شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
  6. شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
  7. شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.