پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

کسان که سود و زیان را در این جهان دانند

یقین قماش کفن به ز نقد جان دانند

ببر ز غیر و توانی دگر به خویش مدوز

که سود خویش در این باب در زیان دانند

[گذشتگی] است سعیدا متاع بالادست

که قدر و قیمت آن گذشتگان دانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  2. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  3. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
  4. شمارهٔ ۳۲۲چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
  5. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
  6. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
  7. شمارهٔ ۳۲۵جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود
  8. شمارهٔ ۳۲۶خانهٔ نفس من خراب شود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.