پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

هر آن صید کز دام غافل نشیند

گرفتار در دست قاتل نشیند

کریم از ره لطف برخیزد از جای

بر آن در که از عجز، سائل نشیند

بوده بادهٔ صاف و بی غش نصیبش

چو خم هر که در بزم کامل نشیند

نصیحت بود گرچه شیرین چو شکر

ولی بدتر از تیر در دل نشیند

پریشان شدم در میان و ندیدم

کسی کاو به جمعیت دل نشیند

سعیدا خوشا حال آن فقر و خواهش

که برخیزد از تخت و در گل نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
  2. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
  3. شمارهٔ ۳۲۵جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود
  4. شمارهٔ ۳۲۶خانهٔ نفس من خراب شود
  5. شمارهٔ ۳۲۷چشم او را نگذارید که هشیار شود
  6. شمارهٔ ۳۲۸هر بتی قبله نمای دل دانا نشود
  7. شمارهٔ ۳۲۹هر که غافل یک نفس شد صاحب دم کی شود؟
  8. شمارهٔ ۳۳۰دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.