پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

هر که غافل یک نفس شد صاحب دم کی شود؟

کج گذارد آن که پا در راه، اقدم کی شود؟

کی به حرف آید اگر داند معلم در قفاست

طوطی آگه چون بود ز آیینه همدم کی شود؟

کعبه را بگذار و طوف خانهٔ خمار کن

آنچه از خم می شود پیدا ز زمزم کی شود؟

سینهٔ ما بی خراش دل نمی یابد صفا

زخم ما بی ریزهٔ الماس مرهم کی شود؟

تا چو بد با بد بدی نیکی نخواهی دید از او

جز به احسان و مروت خصم ملزم کی شود؟

کوی از میدان سعیدا نامداران برده اند

جان اگر بخشد کسی بر مرده حاتم کی شود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می‌شود
  2. شمارهٔ ۳۳۲صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
  3. شمارهٔ ۳۳۳ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می‌خواهد
  4. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
  5. شمارهٔ ۳۳۵هر که در این در ز راه صدق درآید
  6. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
  7. شمارهٔ ۳۳۷ز ما کسی که نهان کرده روی خویش نماید
  8. شمارهٔ ۳۳۸رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.