پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید

ز جان و دل به طوف مرقد شاه نجف آید

ز دریای سخایش گرچه بسیار است امیدم

قناعت می کنم ز این بحر اگر سنگی به کف آید

شهیدش بر لب کوثر چو خواهد گشت بزم آرا

به رقاصی مسیحا مهر و مه با چنگ و دف آید

چه سازم مدح آل او که در مداحی ایشان

ز جوش عقده‌های در لب دریا به کف آید

سعیدا گر نبودی بنده‌ای از بندگان او

چرا از هند مهرافزا چو خورشید این طرف آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید
  2. شمارهٔ ۳۳۹هر که از خود فرود می آید
  3. شمارهٔ ۳۴۰گدا که بر سر راه بخیل می آید
  4. شمارهٔ ۳۴۱نه جانان کشته‌اش را از پی نظاره می‌آید
  5. شمارهٔ ۳۴۲دلا گنج روانی سوی این ویرانه می‌آید
  6. شمارهٔ ۳۴۳کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
  7. شمارهٔ ۳۴۴هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
  8. شمارهٔ ۳۴۵دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.