پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

هر که از خود فرود می آید

آسمان در سجود می آید

دایم از خانمان سوختگان

نکهت داغ و دود می آید

به دل بی قرار من دیر است

یار هر چند زود می آید

به دکان نظر، متاع دلم

آنچه بود و نبود می آید

به زمین گر برند نام تو را

ز آسمان ها درود می آید

طرز این و ناز اگر این است

آنچه زو ... شنود می آید

چرخ با نیک بد کند چه عجب

زین بلای کبود می آید

دایم از خاک کشتگان غمت

شورش زنده رود می آید

ای سعیدا [یکی] است چشمهٔ دل

لیکن از وی [دو] رود می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱نه جانان کشته‌اش را از پی نظاره می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۴۲دلا گنج روانی سوی این ویرانه می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۴۳کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
  4. شمارهٔ ۳۴۴هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
  5. شمارهٔ ۳۴۵دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
  6. شمارهٔ ۳۴۶بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
  7. شمارهٔ ۳۴۷مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
  8. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.