پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید

که باز شور و جنون در دماغ ما جوشید

عنان ز گرد تو شد ابلق نظر را گرم

غبار کوی تو گویا به توتیا جوشید

چه الفت است خدایا که او به من دارد

کسی ندیده به بیگانه آشنا جوشید

حنا به آن کف پا رو به رو نشد هرگز

بسی به خون شهیدان کربلا جوشید

به روی یار سعیدا سخن به عکس مگوی

که خون شرم در آیینهٔ حیا جوشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
  2. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  3. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  4. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  5. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  6. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  7. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  8. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.