پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار

شکر لله روی ما را آبرو گردیده یار

پیش از این از ناز هر چاکی که دل را کرده بود

مژده ای جان باز در فکر رفو گردیده یار

نی همین از زلف می خواهند یا از خط مراد

عاشقان را مطلع صد آرزو گردیده یار

با نسیمم نیست الفت زان که در این بوستان

چون دل اهل هوس با رنگ و بو گردیده یار

این دل پرشور ما را بیش و کم منظور نیست

گاه با خم گاه با جام و سبو گردیده یار

هر نهالی را از او نشو و نمایی دیگر است

در بر ما جان و در گل رنگ و بو گردیده یار

مژده باد ای دوستان با دشمنان دربدر

از برای خاطر ما جنگجو گردیده یار

گو سعیدا گفتگو دارند مردم گر ز ما

شوخ شیرین کار ما بی گفتگو گردیده یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  2. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  3. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  4. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  5. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  6. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  7. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  8. شمارهٔ ۳۶۴در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.