پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر

جنبش زلفش کند رخساره‌اش را [نیلفر]

طوطی ما نطق خود را می تواند سبز کرد

حرف شیرینش کند چوب قفس را نیشکر

بوی گل از پا نیفتد گر فتد گل پیش پا

هر نسیمی می شود بر نکهت گل بال و پر

چون توان دیدن بلایی را که از اعجاز لطف

خویش را پنهان تواند کرد در عین نظر

از چنین بزمی نمی دانیم چون خواهیم رفت

یار بی پروا جهان بدمست و یاران بی خبر

در دل زندانیان را چون به تحریک آورد

نالهٔ زنجیر هم در گوش ما دارد اثر

ما نظربازیم از هر جا تماشا می کنیم

نیست غم گر افکند آن طاق ابرو از نظر

هست تا دل کی ز دست فکر می گردد خلاص

می کشد هر دم گریبان بحر را موج دگر

جوهر مردی در آن ساعت نمایان می شود

چون کنند آیینه مردان روبرو با هم دگر

ننگ و ناموسی نماند حرص چون آید به جوش

آب از رو می رود در وقت گرما بیشتر

نیست تا محشر سعیدا با شهیدانش خمار

خورده اند از نیش خنجر باده های درد سر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  2. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  3. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  4. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  5. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  6. شمارهٔ ۳۶۴در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
  7. شمارهٔ ۳۶۵صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
  8. شمارهٔ ۳۶۶چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.