پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر

یادم دهد از روی تو دیدار قلندر

از پردهٔ ناموس [برآیی] چو بنوشی

یک جرعه از آن ساغر سرشار قلندر

در آینه هم عکس جمال تو کند سیر

خودبین نبود دیدهٔ بیدار قلندر

گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید

کس را خبری نیست ز اسرار قلندر

این کار نمی داند و از بی خبران است

هر کس کند اقرار به انکار قلندر

از مشرق و مغرب ز سعیدا تو چه پرسی

از عرش خبر می دهد اشعار قلندر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  2. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  3. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  4. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  5. شمارهٔ ۳۶۴در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
  6. شمارهٔ ۳۶۵صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
  7. شمارهٔ ۳۶۶چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
  8. شمارهٔ ۳۶۷بشنوید این نکته را ای اهل راز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.