پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

بشنوید این نکته را ای اهل راز

شد از این مقبول محمودی ایاز

پیشتر زان محو گردی در جهان

خویش را از خاطر خود محو ساز

خوب بودی گر سخن از این و آن

پس روا بودی کلام اندر نماز

گر حریفت پر دغا افتاده است

نقد جان را در دغایش پاک باز

گرچه ناز از یار باشد خوش ادا

خوش نما باشد ز عاشق هم نیاز

فارغ آید از تمیز دیگران

هر که خود را کرده باشد امتیاز

چشم دل خواهی سعیدا وا شود

خاک پای [نیکوان] را سرمه ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  2. شمارهٔ ۳۷۰عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  3. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  4. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  5. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  6. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  7. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  8. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.