پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز

جم شود ساقی و من جام نگیرم هرگز

جای اگر دوزخ اگر جنت اگر اعراف است

تا نبینم رخت آرام نگیرم هرگز

بسته ام عهد ز آغاز، پریشانی را

که چو زلف تو سرانجام نگیرم هرگز

تا نبینم ز کریمان دل و جان سوخته ای

پخته ای از طمع خام نگیرم هرگز

تن پرستان جهان را نشوم همبازی

انس با عام کالانعام نگیرم هرگز

هر ستم کز تو رسد داد نخواهم گفتن

هر چه من می کنم انعام نگیرم هرگز

وعدهٔ دادن اگر روز قیامت باشد

عهد کردم که زکس وام نگیرم هرگز

هرگزش با تو سعیدا به زبان می گویم

دلبری را که به دل نام نگیرم هرگز؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  2. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  3. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  4. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  5. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  6. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  7. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  8. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.