پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز

صد شکست از دار خوردم لیک منصورم هنوز

رفتم از دل ها ولیکن در زبان ها مانده ام

همچو عنقا گم شدم از چشم و مذکورم هنوز

با وجود آن که صبح صادق از من می دمد

چون شب قدر از نظرها باز مستورم هنوز

خورده بودم از شراب عشق جامی در الست

محتسب بیرون میا با من که معذورم هنوز

شادی روز وصال او کی از سر می رود

هجر شب ها با غمم پرورد و مسرورم هنوز

گفت موسی راز چندی و مطالب شد تمام

گفتگوی عشق دارد بر سر طورم هنوز

چشم دل هرگز نگردد سیر از چشم بتان

کاوشی دارد به مژگان زخم ناصورم هنوز

با وجود آن که در زنجیر زلفم کرده اند

صد بیابان من ز عقل ذوفنون دورم هنوز

روزگار پرستم هرگز فراموشم نکرد

هر کجا دردی سعیدا هست منظورم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  2. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  3. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  4. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  5. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  6. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  7. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
  8. شمارهٔ ۳۸۳کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.