پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس

طالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس

لب ببند از گفتگو درسی ز حال ما بگیر

جز خموشی نیست حرفی از کتاب ما مپرس

سینهٔ بریان دل مجروح چشم تر مزه است

جای می خالی است ساقی از کباب ما مپرس

نبض ما بگرفت شد دست فلاطون رعشه دار

می شود سیماب، آب از اضطراب ما مپرس

شد چو گردون در محیط عشق سرها سرنگون

موج دریای قدیمیم از حباب ما مپرس

فرصت یک آب خوردن نیست عمرت بیش باد

می شوی سرگشته ای خضر از شتاب ما مپرس

زلف را بگشا گره بر کاکل مشکین مزن

می کنی سررشته گم از پیچ و تاب ما مپرس

آسمان خم شد ز بار نامهٔ اعمال ما

می شوی درمانده از روز حساب ما مپرس

هر چه می خواهی بکن اما مگو چون کرده ای

آنچه می خواهی بگو لیک از جواب ما مپرس

شرح حال ما سعیدا نیست با کس گفتنی

می‌شوی دیوانه از کیف شراب ما مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
  2. شمارهٔ ۳۸۶چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
  3. شمارهٔ ۳۸۷ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
  4. شمارهٔ ۳۸۸سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  5. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  7. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  8. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.