پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس

زنهار که از دیده تمنا نکند کس

محکم نشود جذبهٔ قلاب محبت

تا از ته دل در دل هم جا نکند کس

بردار ز رخ پرده چو خورشید که هرگز

از سهو دگر یاد مسیحا نکند کس

خوش نعمت عام تو زبان همه را بست

تا از تو دگر شکوهٔ بی‌جا نکند کس

بر عاجز و بیچاره اگر رحم ثواب است

پس رحم چرا بر تو سعیدا نکند کس؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
  2. شمارهٔ ۳۸۷ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
  3. شمارهٔ ۳۸۸سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  4. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  5. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  7. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  8. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.