پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش

از صد یکی چو در نظر آید هزار بخش

خواهی که از شکنجهٔ کونین وارهی

با هر که اختیار کند اختیار بخش

برخیز و دلق و سبحه بده باده نوش کن

ایمان جان نشین و به روی نگار بخش

حق را بلند کرد و ز حق سرگران نشد

منصور را به راستی چوب دار بخش

بگذر ز دوستان سیه دل که آینه

چون زنگ بسته است به آیینه دار بخش

دربر گرفت لعل تو را چون خط بهار

یاقوت را به مصحف خط غبار بخش

اعجاز را اگر نفسی هست ای مسیح

صحبت بیا به نرگس بیمار یار بخش

با تیغ غمزه یاد بده بی تحملی

آرام [و] صبر را به من بی قرار بخش

روز مرا که جرم سعیدا سیاه کرد

یارب به حق حافظ شب زنده دار بخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  2. شمارهٔ ۳۹۵من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
  3. شمارهٔ ۳۹۶دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
  4. شمارهٔ ۳۹۷یک قامت بلند به هر می کشیدنش
  5. شمارهٔ ۳۹۸خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
  6. شمارهٔ ۳۹۹یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
  7. شمارهٔ ۴۰۰اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
  8. شمارهٔ ۴۰۱هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.