پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش

رم یاد می دهد به غزال آرمیدنش

داغم از آن که گوش چرا می کند به غیر

غم نیست از نصیحت من ناشنیدنش

دارم مهی که شرح جفایش چسان کنم

نادیدنش عذاب و بلایی است دیدنش

هر آب را چو چشمهٔ حیوان کند ز لطف

عریان چو آفتاب و چو ماهی تپیدنش

دیروز داغ گشت سعیدا ز بسملی

بر خاک اوفتادن و در خون تپیدنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
  2. شمارهٔ ۳۹۹یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
  3. شمارهٔ ۴۰۰اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
  4. شمارهٔ ۴۰۱هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
  5. شمارهٔ ۴۰۲برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
  6. شمارهٔ ۴۰۳[دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
  7. شمارهٔ ۴۰۴بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
  8. شمارهٔ ۴۰۵کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.