پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

[دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش

در انتظار خویشم عمری است بر در خویش

گاهی به هم برآییم از مسجد و خرابات

ما و شراب و زاهد تسبیح و دفتر خویش

ناخورده باده مست است نادیده بت پرست است

یارب چه چاره سازم با نفس کافر خویش

سلطان و سیر گلشن با ساغر شرابش

ماییم کنج گلخن با دود و اخگر خویش

بگشای چشم و بنگر ای شیخ شهر تا کی

این زهد خشک پیچی در دامن تر خویش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
  2. شمارهٔ ۴۰۶من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
  3. شمارهٔ ۴۰۷کدام تن که بود از خیال سر خالص
  4. شمارهٔ ۴۰۸من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
  5. شمارهٔ ۴۰۹دلا پادشاهی گدایی است محض
  6. شمارهٔ ۴۱۰کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
  7. شمارهٔ ۴۱۱یا من فتح باسمک باب السلام فیض
  8. شمارهٔ ۴۱۲نیست گل الفتی در چمن اختلاط
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.