پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

کدام تن که بود از خیال سر خالص

دلش ز خوب خلاص و ز بد نظر خالص

ز بسکه جوش به هم داده اند اجزا را

نمانده است در این بوته هیچ زر خالص

بسی به اهل جهان جنگ زرگری کردیم

ندیده ایم دلی از خیال زر خالص

کدام فکر که در سینه نیست زاهد را

که هست نیتش از پای تا کمر خالص

هزار فتنه سعیداست در خیال پدر

چسان شود تو بگو نیت پسر خالص؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹دلا پادشاهی گدایی است محض
  2. شمارهٔ ۴۱۰کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
  3. شمارهٔ ۴۱۱یا من فتح باسمک باب السلام فیض
  4. شمارهٔ ۴۱۲نیست گل الفتی در چمن اختلاط
  5. شمارهٔ ۴۱۳در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط
  6. شمارهٔ ۴۱۴آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
  7. شمارهٔ ۴۱۵گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
  8. شمارهٔ ۴۱۶می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.