پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط

در بهشت جاودان خالی است جای احتیاط

دولت دنیا و عقبی هر دو می آید به دست

سایه ای بر هر که اندازد همای احتیاط

دزد از هر سو کمین دارد خبردار ای رفیق

نیست تدبیری متاعت را ورای احتیاط

تا مس خود را توانی کرد زر اول بیا

یادگیر از خرده بینان کیمیای احتیاط

نیست بر آزادگان اندیشه ای از کفر و دین

بینوایان را کجا باشد نوای احتیاط

می توانی توبهٔ اشکسته را کردن درست

گر کنی در کار دایم، مومیای احتیاط

عیب من در این غزل کردن سعیدا خوب نیست

گفته ام من این غزل را از برای احتیاط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
  2. شمارهٔ ۴۱۶می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
  3. شمارهٔ ۴۱۷خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
  4. شمارهٔ ۴۱۸ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
  5. شمارهٔ ۴۱۹نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
  6. شمارهٔ ۴۲۰بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
  7. شمارهٔ ۴۲۱پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
  8. شمارهٔ ۴۲۲ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.