پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ

کی تواند شد بلی چون روز شد روشن چراغ

لاله را گر در چمن بینی یقین دان لاله نیست

داغ های رفتگان گل کرده در گلشن چراغ

در جهان اکثر که می بینیم دل افسرده اند

هر که نتواند کند روشن در این مدفن چراغ

پیر کامل را مده زینهار ای سالک ز دست

شب بود لازم برای پیش پا دیدن چراغ

تا نسوزد تیره بخت من سعیدا همچو شب

می گذارد آسمان هر روز بر روزن چراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
  2. شمارهٔ ۴۲۴ماه ما بالذات یک ماه است و اسما مختلف
  3. شمارهٔ ۴۲۵تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیف
  4. شمارهٔ ۴۲۶گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
  5. شمارهٔ ۴۲۷زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
  6. شمارهٔ ۴۲۸چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
  7. شمارهٔ ۴۲۹به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
  8. شمارهٔ ۴۳۰گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.