پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ

خوش نباشد بی می و محبوب رفتن سیر باغ

در محبت هر که گردد گرم سوزد جان ما

خویش را پروانه زد بر شمع ما را کرد داغ

وقت مردن ما به بوی زلف او جان داده ایم

زان سبب آشفته می گردد ز خاک ما دماغ

آدمی با این فراست قابلیت را سزاست

مردهٔ خود را به خاک انداخت از تعلیم زاغ

خواستم تا پخته سازم ای سعیدا کار را

سوختم از خامی خود من در این سودا دماغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
  2. شمارهٔ ۴۲۳چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
  3. شمارهٔ ۴۲۴ماه ما بالذات یک ماه است و اسما مختلف
  4. شمارهٔ ۴۲۵تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیف
  5. شمارهٔ ۴۲۶گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
  6. شمارهٔ ۴۲۷زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
  7. شمارهٔ ۴۲۸چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
  8. شمارهٔ ۴۲۹به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.