پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ

فتیله ای است که آتش گذاشتم به چراغ

نشین به سایهٔ مژگان و [سرفرازی] کن

ز چشم خویش در آیینه تازه دار دماغ

ز عندلیب شنیدیم بی وفایی گل

نه آن قدر که کشد دل دگر به گوشهٔ باغ

نظر به سایهٔ مژگان فتاد و دانستم

که سایه بان رخ خویش [کرده ای] پر زاغ

ز قد و روی تو بوده است سرو و گل را آب

ز چشم مست تو نرگس گرفته است ایاغ

نشان خلق و مروت تو از که می پرسی

زمانه ای که بر خود نمی دهند سراغ

کسی که وسعت میدان خلق را گردید

میان خلق سعیدا دگر ندید فراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
  2. شمارهٔ ۴۲۲ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
  3. شمارهٔ ۴۲۳چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
  4. شمارهٔ ۴۲۴ماه ما بالذات یک ماه است و اسما مختلف
  5. شمارهٔ ۴۲۵تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیف
  6. شمارهٔ ۴۲۶گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
  7. شمارهٔ ۴۲۷زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
  8. شمارهٔ ۴۲۸چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.