پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق

که به هر گردش دل رو به خدا دارد عشق

آفتاب چو رخ ماه جبینی همراه

آسمان چون خم زلف تو دو تا دارد عشق

ما که آشفته تریم از گل صد برگ دگر

شورش بیهده ای بر سر ما دارد عشق

در دل مردمک دیدهٔ مورش رقصی است

بر سر هر مژه ای نشو و نما دارد عشق

تا به معشوق چه زنجیر و چه زلف و کاکل

پس ز اثبات نسب سلسله ها دارد عشق

عشق، شب باز و فلک پردهٔ عالم شب تار

کس چه داند که در این پرده چه‌ها دارد عشق؟

خانهٔ ناز سعیدا دل درویشان است

چشم بر کاسه و بر دست گدا دارد عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
  2. شمارهٔ ۴۳۱لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
  3. شمارهٔ ۴۳۲بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
  4. شمارهٔ ۴۳۳تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
  5. شمارهٔ ۴۳۴بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
  6. شمارهٔ ۴۳۵دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
  7. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
  8. شمارهٔ ۴۳۷کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.