پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق

روی خود را هم نمی بینم دگر چون روی خلق

تلخ دارد کام دل شیرین زنانی های دور

بوی حنظل می رسد هر دم ز دستنبوی خلق

از جهان بی کشتی همت گذشتن مشکل است

می رود در راه دنیا بسکه آب از روی خلق

در زبان ذکر است در دل فکر دنیای دنی

روی ظاهر سوی خالق روی باطن سوی خلق

ترش گردیده است بس پیشانی مردم ز بخل

سرکه می ریزد به جای آبرو از روی خلق

دور شو از صحبت ابنا سعیدا هوش دار

تا مبادا با تو هم تأثیر سازد خوی خلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
  2. شمارهٔ ۴۳۷کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
  3. شمارهٔ ۴۳۸منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
  4. شمارهٔ ۴۳۹برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ
  5. شمارهٔ ۴۴۰عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
  6. شمارهٔ ۴۴۱عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
  7. شمارهٔ ۴۴۲ز چنگ و عود شنیدم به گوش حال نه قال
  8. شمارهٔ ۴۴۳بیت معموری که نامش تن نهاده ذوالجلال
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.